اگر دین ندارید، اگر حتی آزاده نیستید، لااقل به فکر منافع خودتان باشید…

روی صحبت‌م با عزیزان!ی‌ست که روی سفره‌ی پربرکت نفت چارچنگولی غنوده‌اند و عین خیال‌شان نیست که مملکت دارد به فنا می‌رود.
آهای انسان‌ها…! اگر هستید…
این آثار باستانی و این ذخایر طبیعی را به گند نکشید. مواظبت کنید. آب زیرش نیندازید. مترو از بغل‌ش رد نکنید. ریشه‌اش را قطع نکنید. دیوارش را خراب نکنید. قطعات‌ش را به ثمن بخس نفروشید. خاک‌ش را بر باد ندهید. سد نزنید. آتش نزنید. آتش نزنید ثروت آینده‌ی فرزندان‌تان را.
نفت این مملکت اگر چه با شما مهربان است و با ما بی‌وفا، اما بالاخره تمامی دارد. به فرض که نسل ما فضول‌ها هم از روی زمین برداشته شد. خودمان را به بند کشیدید و کشتید. نسل‌مان را هم در نطفه سقط کردید. البته اگر با این گرانی‌ها و عدم امنیت اجتماعی‌ها نسلی نیت آتش جهنم داشت.
برای فرزندان و ذریه‌ی خودتان چه بر جای خواهید گذاشت؟ پول نفت را داده‌اید لبنان و فلسطین و حیات خلوت آمریکا و استکبار جهانی را آباد کرده‌اید. لااقل این چهار پاره خشت و آجر و خاک و نبات را بگذارید برای ۱۰۰ میلیون بدبختی که قرار است درست کنید. سفره‌ای هم باید برای اخلاف پهن گذاشت تا خون معدودی چون ما را کنارش بگذارند و بنوشند.
نکنید. مملکت را ویران نکنید.

منتشرشده توسط

مریم

ما اینجا هر چه داریم می‌ریزیم روی دایره... این جا خودخودمان هستیم. نه نقش‌هایی که به ما محول شده است. نه آن تصویری که خودمان یا دیگران از ما ساخته‌اند. این‌جا ما هستیم. تخصص نیمی‌ از ما نرم‌افزار و نیم دیگر میکروبیولوژی‌ است. ما علائق‌مان، درگیری‌های ذهنی‌مان، دیدگاه‌های‌مان و تردیدهای‌مان را این‌جا می‌نویسیم. شاید تعبیر شل سیلور استاین بد نباشد: این‌جا بخشی از گوشه‌های ناصاف‌مان را گرد می‌کنیم تا با هم به‌تر غلت بخوریم، دنیا را نظاره کنیم و از زندگی لذت ببریم. این‌جا صندوق مشترک امانات ماست. ما که از هشت هشت هشتاد و هشت آغاز کردیم تا ... خدا می‌داند.