کارِ خدا!

یکم؛
می‌گم: دلم درد می‌کنه.
می‌گه: چراااااااااا؟
می‌گم: :/
می‌گه: چقدر طول می‌کشه ؛ـ)
می‌گم: یه روز، ۵ روز، یه هفته، ده روز، یه ماه، چهل روز….
می‌گه: غصه نخور عزیییزم/ برااایت قر می‌رییییزم
می‌گم: اگه راست می‌گی قر بده.
اونم قر می‌ده.

دویم؛
می‌گه: بهتری؟
می‌گم: آره. مثل این که قرهایی که دادی فایده داشته:)))

نتیجه‌گیری: خدا هر کاری که خالصانه باشه رو قبول می‌کنه. حتی قر دادن!!!

منتشرشده توسط

مریم

ما اینجا هر چه داریم می‌ریزیم روی دایره... این جا خودخودمان هستیم. نه نقش‌هایی که به ما محول شده است. نه آن تصویری که خودمان یا دیگران از ما ساخته‌اند. این‌جا ما هستیم. تخصص نیمی‌ از ما نرم‌افزار و نیم دیگر میکروبیولوژی‌ است. ما علائق‌مان، درگیری‌های ذهنی‌مان، دیدگاه‌های‌مان و تردیدهای‌مان را این‌جا می‌نویسیم. شاید تعبیر شل سیلور استاین بد نباشد: این‌جا بخشی از گوشه‌های ناصاف‌مان را گرد می‌کنیم تا با هم به‌تر غلت بخوریم، دنیا را نظاره کنیم و از زندگی لذت ببریم. این‌جا صندوق مشترک امانات ماست. ما که از هشت هشت هشتاد و هشت آغاز کردیم تا ... خدا می‌داند.