نشنیدی‌ها

تمام آن چه بوده‌ام به پای یک چرا برفت/برای آن چه می‌شوم روانه‌ام به کوه و دشت
تیشه به ریشه می‌زنم، سبزه رها کنم به آب/حذر چرا کنم که کی نهال روید از طناب
دلم هوای تازه خواست، خوشا به حال کرم‌ها/دریده‌ پیله‌ام ولی، بریده‌ است بال‌ها
مسیح در درون من کشیده بر صلیب هست/هنوز در درون من زخم‌هایی عمیق هست
گلوی من به روی سنگ، چشم به راه دست من/نه تیغ را توان کشید، نه جان بیارمد به تن
نطفه‌ای از جنس حضور نشسته بر کنج دلم/زمزم روشنی کجاست؟ تشنه شده خاک تنم
دوباره ذوقمان گرفت، خدا خودش به خیر کند که جو اگر بگیردش، شعر و ادب فغان کند

منتشرشده توسط

مریم

ما اینجا هر چه داریم می‌ریزیم روی دایره... این جا خودخودمان هستیم. نه نقش‌هایی که به ما محول شده است. نه آن تصویری که خودمان یا دیگران از ما ساخته‌اند. این‌جا ما هستیم. تخصص نیمی‌ از ما نرم‌افزار و نیم دیگر میکروبیولوژی‌ است. ما علائق‌مان، درگیری‌های ذهنی‌مان، دیدگاه‌های‌مان و تردیدهای‌مان را این‌جا می‌نویسیم. شاید تعبیر شل سیلور استاین بد نباشد: این‌جا بخشی از گوشه‌های ناصاف‌مان را گرد می‌کنیم تا با هم به‌تر غلت بخوریم، دنیا را نظاره کنیم و از زندگی لذت ببریم. این‌جا صندوق مشترک امانات ماست. ما که از هشت هشت هشتاد و هشت آغاز کردیم تا ... خدا می‌داند.

3 دیدگاه در “نشنیدی‌ها”

  1. سلام.

    شما هم مگه شاعر بودید؟؟
    چنتا اشکال فنی می‌بینم:
    اول از همه اینکه چرا با این وزن، قالب شعر را مثنوی کردید؟ کاش حداقل رباعی یا دوبیتی می‌کردید
    بیت اول مصرع دوم: یه بخش کم داره، مثلن بشه: به هر چه آنچنان شوم، روانه‌ام به کوه و دشت یا
    کلن حالا که نگاه می‌کنم از نظر فنی همه بیت‌ها مشکل دارن 😛
    اگه یه وقتی بذارید و مشکلشون را حل کنید، شعر عالی‌ای میشه. حیفه همینجوری بمونه

  2. سلام

    اگه یزدی هستید حتما خبرم کنید!

    اگه با نظرات خبرم میکنید اسمه وبتونم رو برا یاداوری بنویسید!

    اگرم با اس ام اس خبرم میکنید که چه بهتر
    این شمارمه:
    09364296443

    مریم پاسخ در تاريخ دی ۱۹ام, ۱۳۸۹ ۱:۳۲ ب.ظ:

    بله من یزدی هستم.

دیدگاه‌ها غیرفعال هستند.