15 دیدگاه در “به نام خدا”

  1. با سلام و احترام فراوان-

    آسمان صاف و شب آرام…

    بخت خندان و زمان رام…
    ***
    صبح است، کمی سرد؛ از آن صبح‌های ناب که می‌شود لاجرعه سرکشیدش؛ رنگ‌ها نیمه بیدارند؛ ایستاده‌ام کنار پنجره و خیره مانده‌ام به ابرهای صبح… باد می‌آید… ورق می‌خورند کتاب‌ها روی میز؛ من اینروزها به تبریک نامه هایی که می خواهم بنویسم فکر می‌کنم…به خبرهای خوب و شیرینی از جنس پیوندهایی دل انگیز و مانا.

    برایتان بهترینه های روزگار را دعاگویم…در پناه پاییز آفرین شبیه رنگارنگیه روزهای پاییزی ،روزهایتان سرشار از عشقهایی جاودانه و مخملی باشد و چون بهار نگاهتان سبز باشد به افق بلند زندگی … و امید که عقربه ی ثانیه شمار لحظه هایتان قطره قطره عسل بریزد روی زبان دقیقه هایتان.

    کمترین:شاعرانه ها

  2. مباارك و مبارك
    خوشبخت بشيد اي شا الله
    اين دفعه پاتوق مي آين با مريم خانوم؟

    صادق پاسخ در تاريخ آذر ۲۴ام, ۱۳۸۸ ۴:۵۴ ب.ظ:

    یزد که نه. اما تهران اگه خدا بخواد، میاییم.
    پاتوق قبلی یزد بودیم البته! 😉

  3. مریم خانم به جمع ما خوش آمدی، قدمت بر چشم و مهرت در دل ماست.ایشالله در کنار هم اوقات خوش و پرباری داشته باشیم.

دیدگاه‌ها غیرفعال هستند.