سیستم جدید فیلتر

{ پست شده در ۳۰ مهر ۱۳۹۳ توسط صادق }
مربوط به : عمومی

چند وقتیه که به نظر میاد روی POL یا (شاید هم همه سرویس‌دهنده‌ها) یه نوع فیلتر جدید فعال شده.

در این سیستم اگه ترافیک ناشناخته و غیرقابل مانیتور به یه IP خاص زیاد باشه، همه ترافیک‌های tcp و udp به اون ip خاص وسط راه drop می‌شوند و بعد از گذشت یه مدت زمان (از ربع ساعت تا یه ساعت) دوباره ترافیک باز می‌شه. این فیلتر شامل icmp نمیشه و این یعنی اینکه امکان پینگ سرور در هنگام فیلتر شدن ترافیک وجود داره.

از طرف دیگه اگه یه اتصال برای مدت زمان زیادی باز بمونه سرعتش کم و کمتر میشه و به سمت صفر میل می‌کنه.

به نظر میرسه این نوع فیلترینگ برای مقابله با یه سری از انواع فیلترشکن‌ها درست شدند و هدف در حد اخلال و اعصاب خورد کردن هنگام استفاده از اونا است.

آیا شما هم مشکل مشابهی دارید؟ راهکار شما برای مقابله چی بوده؟

آسمانی پر از ستاره

{ پست شده در ۲۶ مهر ۱۳۹۳ توسط صادق }

“A Sky Full Of Stars”

‘Cause you’re a sky, ’cause you’re a sky full of stars
I’m gonna give you my heart
‘Cause you’re a sky, ’cause you’re a sky full of stars
‘Cause you light up the pathI don’t care, go on and tear me apart
I don’t care if you do, ooh
‘Cause in a sky, ’cause in a sky full of stars
I think I saw you

‘Cause you’re a sky, ’cause you’re a sky full of stars
I wanna die in your arms
‘Cause you get lighter the more it gets dark
I’m gonna give you my heart

I don’t care, go on and tear me apart
I don’t care if you do, ooh
‘Cause in a sky, ’cause in a sky full of stars
I think I see you
I think I see you

‘Cause you’re a sky, you’re a sky full of stars
Such a heavenly view
You’re such a heavenly view

باگ امنیتی SSLv3

{ پست شده در ۲۳ مهر ۱۳۹۳ توسط صادق }

Poodle

این روزها مرتب داره باگ‌های امنیتی خفن با سابقه‌های طولانی در حد بیش از ۱۰ سال پیدا و اعلام می‌شه.

اگه حضور ذهن داشته باشید باگ‌های Heartblead یا همون خون‌ریزی قلبی در OpenSSL، باگ بزرگ Shellshock خیلی وقت نیست که اعلام شدند.

اما آخرین باگ امنیتی که همین دیروز سر و صداش بلند شد، مشکل امنیتی است در SSL نسخه ۳. اسم این باگ که از طرف Google اعلام شده Poodle است.

Mozilla اعلام کرده که از نسخه بعدیش (نسخه ۳۴) پشتیبانی از SSLv3 که ۱۵ ساله بازنشسته شده را قطع می‌کنه. Chrome هم همین سیاست را در پیش گرفته است.

اگه کاربر عادی هستید در Firefox با نصب افزونه SSL Version Control از نشانی  https://addons.mozilla.org/en-US/firefox/addon/ssl-version-control می‌تونید قبل از اینکه نسخه جدید فایرفاکس بیاد از اتصال مشکل‌دار SSLv3 جلوگیری کنید. همینطور می‌تونید Google Chrome را با گزینه  –ssl-version-min=tls1 اجرا کنید تا گوگل کروم هم از این پروتکل مشکل‌دار استفاده نکنه.

اگه سرور وب Apache دارید و SSL روش فعال است در اولین فرصت با تنظیم خط زیر در etc/apache2/mods-enabled/ssl.conf/ از کاربرای سایتتون محافظت کنید:

اطلاعات بیشتر در مورد این مشکل امنیتی در http://googleonlinesecurity.blogspot.com/2014/10/this-poodle-bites-exploiting-ssl-30.html در دسترس است.
مثل همیشه بلاگ بیان ( blog.bayan.ir ) هم اطلاعات خوبی منتشر کرده است.

+آپدیت: اطلاعات بیشتر و راهنمای رفع خطر در وبلاگ بیان منتشر شده است. همینطور یک ابزار برای بررسی آنلاین اینکه شما در خطرید یا نه هم منتشر کرده است. همینطور یک پست در مورد چه شرایطی ممکن است شما را دچار خطر کند در این بلاگ منتشر شده است.

افغان‌تلکام در ایران

{ پست شده در ۰۲ مهر ۱۳۹۳ توسط صادق }
مربوط به : شبکه, عمومی

این اطلاعات شبکه‌ای است که پکت ما توش گیر می‌کنه!

نشانی ساختمان اداره زیرساخت، شبکه AfghanTelecom:

کلاس آموزشی مدیریت سازمان‌های غیردولتی

{ پست شده در ۲۶ تیر ۱۳۹۳ توسط صادق }
مربوط به : عمومی

قسمت اول:

قسمت دوم:

قسمت سوم:

داستان فلسطین و اسرائیل

{ پست شده در ۲۲ تیر ۱۳۹۳ توسط صادق }
مربوط به : عمومی

داستان فلسطین و اسرائیل

برگرفته از: https://www.facebook.com/photo.php?v=689880734416461

روزهای سخت

{ پست شده در ۰۶ اردیبهشت ۱۳۹۳ توسط مریم }
مربوط به : خصوصی

دلت که تنگ بشه حاضری دونه دونه برنج‌های سوخته‌ای که یه نفر خاص پخته و خودت سوزوندی‌ش رو بخوری، چون اون پخته. حتی نمی‌خوای پنجره‌ای که وقتی اونو تو خونه داشتی باز کردی ببندی. شاید بوش و طعم حضورش دیرتر از خونه‌ت بره بیرون. به روزهای سخت فکر می‌کنم.

گردگیری

{ پست شده در ۱۹ اسفند ۱۳۹۲ توسط مریم }
مربوط به : عمومی

دیدم خیلی وقته اینجا نیومدم. گفتم بیام یه دستی بکشم، خاکی بگیرم. مشغله به جای خود. دلایل دیگه‌ای هستن که باعث می‌شن کم‌تر به اینجا سر بزنم. مثل پرنده‌ای شدم که می‌دونم وقتی میام تو لونه‌ام به جای این که یه جای دنج داشته باشم برای استراحت با فاخته‌هایی روبرو می‌شم که تو لونه‌ی من تخم گذاشتن. صادق می‌گفت فاخته تو لونه‌ی پرنده‌های دیگه تخم می‌ذاره و وقتی تخم‌ش جوجه می‌شه تخم‌های پرنده‌ی صاحب‌لونه رو می‌ندازه پایین. حالا تا کی ما رو از لونه‌مون بندازن بیرون خدا می‌دونه. ولی خب. به هر حال ترجیح می‌دم مثل پرنده‌ای که از لونه‌ش ناامیده بی‌وقفه پرواز کنم و دلم خوش باشه که لونه هست. هنوز خراب نشده.
نمی‌دونم چرا آدم‌ها اصرار دارند که به دیگری بخورانند که اون‌ها درست می‌گن. بماند… اهمیتی ندارد. مثلا دوستی آمده با لحنی نه چندان مناسب به من می‌گه که «مغلطه نکن! هر وقت خودت مادر شدی، منتش رو سر بچه ات بذار و به مادر و بچه بقیه کاری نداشته باش» و الخ … اما اصلا به خودش زحمت نداده که فکر کنه خودش داره مغلطه می‌کنه و تو کار من دخالت می‌کنه. یکی نیست بهش بگه مرد مؤمن من این جا تو فضای خودم یه درددلی با خودم کردم. به تو چه … تو اصن مرد! اصن آخر آفرینش! تاج سر خلقت! بذار من به درد خودم بمیرم. به تو چه. اصن چه نیازی داری که من بگم مردا خوبن و زنا بد. شما که همه‌ی عالم رو گرفتین. از سر خیر این یه ریزه فضای مجازی بگذر بذار یه زن چس‌ناله‌ش رو بکنه. چیکار داری؟
بماند. نه حوصله‌ی بحث کردن دارم. نه انگیزه‌ی متقاعد کردن دیگری. فقط اینجا با خودم واگویه می‌کنم. قرار هم نیست با فحش و حرف و حدیث شما عقیده‌ی من عوض بشه.
اصل مطلب این که اومدم کشف اخیرم رو بنویسم:
تو روابط بین خودم و آدم‌های دیگه که نگاه می‌کنم می‌بینم هر چی آدم‌ها تقصیرشون تو جریانی بیش‌تر باشه کم‌تر حاضرن به خاطر مسئله‌ی پیش‌اومده عذرخواهی کنن. بیش‌تر که فکر می‌کنم می‌بینم تو سطح اداره‌ی مملکت هم همینه. روحانی مثلا میاد بابت شلوغی‌هایی که ملت تو گرفتن سبد کالا به خرج می‌دن عذرخواهی می‌کنه ولی بابت خیلی چیزای دیگه به روی خودش هم نمیاره در حالی که شاید در مورد اونا مسئول‌تر باشه. این یعنی هنوز ما مردم از بالا تا پایین خیلی مونده که «مسئولیت‌پذیر» باشیم و اینقدر بزرگ و غنی باشیم که مسئولیت اشتباه‌های بزرگ‌مون رو بپذیریم. تازه دیگران رو هم به خاطر پذیرش مسئولیت کارهاشون تقبیح می‌کنیم تا یه وقت نوبت به خودمون نرسه. ما مردم تک‌تک‌مون خیلی راه داریم تا خوشبختی …

من و بخیه‌ی دندون

{ پست شده در ۱۹ آبان ۱۳۹۲ توسط مریم }
برچسب ها :
مربوط به : عمومی

شبی که داشتم با هزار زحمت با وجود بخیه‌های دندونم یه کم برنج می‌خوردم یاد اونایی افتادم که بخیه‌ها و عمل‌های سنگین دارن. بویژه خانم‌های بدبختی که با سی سانتی‌متر بخیه سزارین باید برن دستشویی و معمولا دچار یبوست هم می‌شن و طبق معمول لعنت فرستادم به طرز آفرینش خودمون و این بدبختیایی که داریم. واقعا خیلی سخته خیلی. بعد یاد یه آقایی افتادم که زیر پست‌ قبلی کلی بارم کرده بود که شما زنا فقط قر و فر دارین و همه‌ی بدبختی زندگی مال ما مرداست. بدینوسیله می‌خواستم یادش بیارم که تشریف فرمایی پربارش به این دنیا همراه بوده با جر خوردن یک زن، که اگه تا آخر عمرش هم بدوه نمی‌تونه قیمت‌ش رو بپردازه. نمی‌دونم چرا بعضی از این مردا چشم‌شون فقط دوتا چیز رو می‌بینه: پول و تن زن.
پی‌نوشت: دوتا دندونم رو کشیدم و بخیه خورده و دوسه روزه که نمی‌تونم غذا بخورم :(

من زنم.

{ پست شده در ۳۰ مهر ۱۳۹۲ توسط مریم }
مربوط به : عمومی

دیروز برای رفتن به فاطمی وسیله‌ی شخصی را انتخاب کردم. در مسیر به خودم می‌گفتم آیا من آدم خودخواهی نیستم که یک نفره یک ماشین را انداخته‌ام توی خیابان و این هوای آلوده را آلوده‌تر می‌کنم؟ خودم را راضی کردم که در این هوای آلوده و با این زانوی دردناک من احتمالا این کار بهتر از پیاده‌روی و مسیر بیست دقیقه را یک ساعت و بیست دقیقه‌رفتن هست. ماشین را جایی به سختی پارک کردم و سه چهار ساعت بعد برگشتم. یه لایه غبار کامل روی ماشین را گرفته بود. تازه فهمیدم چرا دوباره سینه‌ام حالت چرکی داشت و سرفه‌ام برگشته بود. بنا به گفته دکتر این یک واکنش حساسیتی به آلودگی هوا بود در حالی اولش فکر کردم سرماخوردگی‌م بدتر شده است.
این مقدمه را گفتم که بگویم با دیدن این آلودگی شدید دچار عذاب وجدان شدم و پادرد و وقت و ضرر شخصی آلودگی را گذاشتم کنار و تصمیم گرفتم امروز با وسیله‌ی نقلیه‌ی عمومی تاکسی به مقصد بروم. مسیر رفت که بعدازظهر بود را با کمی پیاده‌روی تا سر خیابان و یک مسیر تاکسی مستقیم رفتم. برای برگشت در حالی که شب شده سوار تاکسی شدم به امید این که من را تا سر خیابان می‌رساند. اما تاکسی گفت که منظور من را متوجه نشده و سر تقاطع دو بزرگراه مجبور شدم پیادم شوم و خروجی بزرگراه را تا جایی که بشود ماشین گرفت پیاده بیایم. در این مسیر جوانکی خام سر و کله‌اش سبز شد و صحبت‌ها و اتفاقاتی رفت که تقریبا من را از انتخاب‌م یعنی استفاده از وسیله‌ی نقلیه‌ی عمومی به جای وسیله‌ی شخصی تک‌سرنشین پشیمان کرد. به هر حال از شر جوانک پرروی بی‌فرهنگ بی‌ادب و بی‌اخلاق و بی‌شخصیت و بی‌ایمان و بی‌عقل خلاص شدم (همه‌ی این‌ها را مطمئنم چون به خودش گفتم و گفت خبری از هیچ کدام در وجودش نیست). اما من مانده‌م و حاشیه‌ی امنیتی که شکسته شده (گرچه نه نخستین بار است نه متأسفانه آخرین بار خواهد بود و نه تنها برای من اتفاق افتاده و می‌افتد) و حرف‌هایی که می‌شنوم و نمک‌ است بر زخم بی‌پایان زنانه‌ام.
من هنوز به عنوان یک زن امنیت قدم زدن در خیابان ندارم، اجازه رفتن به خارج کشور به اراده و خواست خودم ندارم (نوعی عرض می‌کنم وگرنه شخص من این مورد و موارد دیگری را به عنوان شرط ضمن عقد ذکر کرده‌ام)، به عنوان یک زن در کشور ایران با تمدن قدیمی هنوز خریده و فروخته می‌شوم، هنوز کتک می‌خورم، هنوز ابزار جنسی هستم، هنوز ابزار تولیدمثل هستم، هنوز ناموسی کشته می‌شوم، هنوز توسری‌خور تربیت می‌شوم، هنوز آزادی پوشش ندارم، هنوز شرایط برابر اجتماعی و حقوقی و انسانی ندارم و با این حال در دنیای مصنوعا مدرنی زندگی می‌کنم که بعد از سال‌ها و قرن‌های درازی که مورد ظلم قرار گرفته‌ام، هنوز حقم را بازنستانده، باید شنوای مردانی باشم که معتقدند نه تنها به زنان ظلمی نرفته بلکه در حق مردان نیز ظلم شده است. و بشنوم که حرف‌های خاله‌زنک می‌زنیم و به این طریقه اعمال قدرت می‌کنیم و بی مسئولیتیم ما زن‌ها.
من زنم.
تنها کاری که می‌توانم و می‌کنم و باید بکنم این است که زن بمانم. بایستم و نقاب مردانه نزنم. فرار نکنم.
آری من زنم و جاذبه‌ی زنانه‌ام را نه پنهان می‌کنم نه بر صورت شما می‌زنم. من در صحنه می‌مانم و آن قدر پیاده می‌روم که شما مردها بدانید که این خیابان سهم من هم هست. شب مال من هم هست. تنهایی مال من هم هست. کار مال من هم هست. سفر مال من هم هست. حرف زدن مال من هم هست. خندیدن مال من هم هست. عشق مال من هم هست. استقلال مال من هم هست. پارک مال من هم هست.
زندگی من مال من است. نه کم‌تر نه بیش‌تر. من زنم و آن قدر زن می‌مانم تا باور کنید که دنیای مردانه‌ای که ساخته‌اید نه واقعی‌ست نه پایدار نه درست.